تبليغاتX
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی ارومیه
برای دمکراسی باید هزینه داد..

سه شنبه ارومیه میزبان آفتاب

مهندس میرحسین موسوی، عصر سه شنبه 5 خرداد، ساعت 19 در جمع پرشور مردم این شهر به سخنرانی خواهد پرداخت.
به گزارش خبرنگار قلم از ارومیه، عباس خورشیدی، رییس دفتر ارتباطات مردمی مهندس موسوی در استان آذربایجان غربی صبح امروز با اعلام این مطلب، در جمع خبرنگاران، برنامه های سفر وی به استان را تشریح کرد.

وی با اعلام اینکه موسوی ساعت 18 عصر سه شنبه به ارومیه می آید، گفت: ایشان پس از ورود به شهر و انجام استقبال مردمی و زیارت مزار شهدا، ساعت 19 برای مردم این شهر به سخنرانی خواهد پرداخت.

وی افزود: در این اجتماع، مردم شهرهای شمال استان نیز حضور خواهند داشت.

وی درباره سایر برنامه های موسوی در استان نیز گفت: مهندس موسوی صبح روز چهارشنبه دیداری با نخبگان استان در محل تالار شمس مجتمع فرهنگی و هنری خواهد داشت و پس از آن در اجتماع مردمی شهرهای جنوب استان در مهاباد حضور یافته به سخنرانی خواهد پرداخت.

خورشیدی همچنین برگزاری همایش بزرگ دانشجویی با حضور دانشجویان دانشگاههای مرکز استان در محل تالار شهید چمران دانشگاه ارومیه در بعد از ظهر روز چهارشنبه ساعت 30/ 15را آخرین برنامه سفر موسوی اعلام کرد.

وی در ادامه ابراز امیدواری کرد با مساعدت دستگاه اجرایی استان، مشکلی در زمینه سفر مهندس موسوی وجود نداشته باشد و با محل های سخنرانی وی موافقت شود.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا سلام زاده  | 

صداوسیما شده کیهان صوتی و تصویری

محسن آرمین در پاسخ به سوالی درباره علت عدم صراحت مهندس موسوی مبنی بر اینکه کاندیدای جناح اصلاح طلب است، گفت: آقای موسوی بارها بر اعتقاد خود به اصلاحات تاکید کرده و ابایی از ابراز هویت اصلاح طلبانه خود نداشته است. ضمن اینکه اجماع گروه‌های اصلاح طلب نشان دهنده این است که دیدگاه‌های وی با مبانی اصلاح طلبی هماهنگی دارد.

وی افزود: آقای موسوی از لحاظ شخصیت و سابقه فردی طبعا مورد احترام اصلاح طلبان است. در مورد صداقت و کفایت ایشان جریان های دیگری به غیر از اصلاح‌طلبان این خصوصصات را تایید می‌کنند. طبیعی است که یک نوع سمپاتی نسبت به وی در بین جریان‌های بدنه غیر سیاسی اصولگرایان و محافظه کار وجود دارد.

آرمین تاکید کرد: موسوی دارای خصوصیاتی است که جریان محافظه کار با توجه به شعارها و موازینی که مطرح کرده است نمی‌تواند در عبور از موسوی، بدنه خود را کاملا قانع کند. مهمترین تبلیغات جریان محافظه کار در سطح تبلیغات سیاسی این بود که اصلاح‌طلبان چندان به ارزشهای انقلاب پایبند نیستند. این شعارها همواره مطرح بوده است به طوری که جریان محافظه کار همواره تلاش کرده خود را صاحب ارزش‌ها بداند.

 

سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در نشستی مطبوعاتی در محل دفتر مردمی مهندس میرحسین موسوی در کرمانشاه پاسخگوی سوالات خبرنگاران شد.

وی افزود: حضور میرحسین موسوی جریان محافظه کار را به شدت دچار مشکل کرده است. جناح راست در مقابل بدنه خود باید جوابگو باشد که اگر مخالفت با اصلاح طلبان، به دلیل حفظ ارزشها است، به چه دلیلی از موسوی عبور خواهد کرد؟

وی در پاسخ به سوالی درباره کمیته صیانت از آراء گفت: تشکیل این کمیته یکی از تاکیدات و خواسته های اصلاح‌طلبان است. تجربه تلخ دوره‌های گذشته انتخابات به خصوص انتخابات مجلس هشتم، علائم و نشانه های غیر قابل انکاری را مبنی بر مهندسی آرا نشان می‌دهد.

وی با اشاره به عدم اعلام دقیق نتایج، و تناقض گویی در اعلام آراء انتخابات مجلس هشتم گفت: هنوز وزارت کشور برخلاف قانون نتایج تفکیکی انتخابات گذشته را اعلام نکرده است. با توجه به یکدست بودن مراجع نظارتی و اجرایی که هر دو به یک جریان فکری تعلق دارند و این تعلق را به هیچ وحه پنهان نمی‌کنند، طبیعی است که اصلاح‌طلبان نگران سلامت انتخابات باشند.

آرمین افزود: طرح کمیته صیانت از آراء امری طبیعی بوده و خلاف قانون نیست. کاندیداها و احزاب حاضر در انتخابات حق قانونی دارند بر سلامت انتخابات نظارت داشته باشند. متاسفانه در دوره‌های قبل مشکات جدی ای در این باره مطرح بود و حتی در انتخابات مجلس هشتم بر سر معرفی نمایندگان کاندیداها جهت حضور در حوزه‌های اخذ رای دچار مشکل شدیم و در بخش شمارش آرا نمایندگان کاندیداها را از محل شمارش آرا اخراج کردند.

این عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره حضور مهندس موسوی پس از اعلام کاندیداتوری خاتمی گفت: حضور مهندس موسوی در عرصه تبلیغات انتخاباتی یک بحث و رقابت وی با خاتمی بحث دیگری است. در دوره فعالیت انتخاباتی می‌توانیم شاهد حضور کاندیداهای متفاوتی از یک جریان سیاسی باشیم و هر کس می‌تواند از این فضا برای نقد وضع موجود استفاده کند. اما این به معنای رقابت نیست.

وی افزود : مهندس موسوی همانطور که گفته است ، هدفش از حضور در صحنه انتخابات این بود که از فضای سیاسی انتخابات استفاده و نسبت به شرایط مملکت اعلام خطر کند. همچنان که خود مهندس موسوی گفته است تحت هیچ شرایطی قصد رقابت با خاتمی را نداشت و اگر آقای خاتمی از کاندیداتوری انصراف نمی‌داد ، مطمئنا مهندس موسوی به نفع وی کنار می‌رفت. این امر نه تنها نگران کننده نیست، بلکه مطلوب است.

آرمین افزود: تعدد کاندیداها می‌تواند به جامعه این فرصت را بدهد که درک بهتری نسبت به ضعف‌های جریان حاکم پیدا کند.

خبرتگاری با اشاره به دفاع مهندس موسوی از سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در سخنرانی‌ها و نشست‌های مطبوعاتی اخیر خود ، از آرمین پرسید:«مهندس موسوی چه قرابت‌های فکری با سازمان دارد؟». سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در پاسخ گفت: موسوی همواره به عنوان کاندیدای اول و یا یکی از کاندیداهای اصلی ما در 12 سال اخیر مطرح بوده است. وی از لحاظ فکری دارای اندیشه روشن و باز ، معتقد به آزادی های سیاسی و اجتماعی، نظام حزبی است. نگاه موسوی به این مقولات تعارضی با ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب ندارد ، بلکه حتی با ارزشهای انقلاب و اصول و آرمانهای مردم انطباق دارد. این همان دیدگاه اصلاح طلبان است.

خبرنگاری در مورد عدم تمایل جناح حاکم نسبت به انتخاباتی شدن فضای جامعه و راهکارهای خروج از این وضعیت پرسید. آرمین با ابراز تاسف از فضای رسانه‌ای رسمی که ایجاد شده، گفت: در انتخابات ریاست جمهوری گذشته رسانه ملی در چنین مقطعی چندین برنامه مناظره داغ برگزار کرده بود. ولی در حال حاضر رسانه ملی هیچ حرکت و برنامه‌ای در جهت ایجاد فضای پر شور انتخاباتی ندارد. تمام علامت و نشانه‌هایی که در برنامه‌های صدا و سیما از جمله 20:30 دیده می‌شود، به صورت کاملا جانبدارانه بوده و در قالب ارگان یک جریان سیاسی ، علیه اصلاح‌طلبان و به نفع جریان حاکم عمل می‌کند. در هفته اخیر نیز اعلام کردند برنامه های ویژه انتخابات شروع ‌می شود، در حالی که ما به غیر از چند برنامه سرد و خسته کننده چیزی ندیده‌ایم و فقط به قصد رفع تکلیف این برنامه‌ها ساخته و پخش می‌شوند.

وی تاکید کرد: علت این امر روشن است. آنها فقط در جهت مشارکت کمتر و نتیجه بهتر تلاش می‌کنند. طبیعی است که اگر مناظره ای برگزار شودف چیزی که پیش از همه جلب توجه خواهد کرد، نقد عملکرد دولت نهم است که هیچ پاسخی برای افکار عمومی نخواهند داشت.

نماینده مجلس ششم شورای اسلامی با ابراز تاسف از عملکرد حزبی صدا و سیما خاطرنشان ساخت: در بخش انعکاس عملکرد دولت، صدا و سیما یک ارگان حزبی تمام عیار است . تبلیغات سنگین و پر ظرفیتی که از تمام کانال های صدا و سیما در مورد دولت نهم پخش ‌می‌شود، جایگاه صدا و سیما را از یک رسانه ملی به رسانه حزبی تقلیل داده است. در واقع صدا و سیما یک کیهان صوتی و تصویری است.

این فعال سیاسی اصلاح طلب با شاره به نابرابری در عرصه تبلیغات و رسانه افزود: مهمترین احزاب اصلاح‌طلب از داشتن روزنامه محرومند. در این دولت تنها به 3 روزنامه مجوز انتشار داده شد، که آنها هم مرتبط با دولت بودند. در بخش مالی هم همینطور است. در چند ماه گذشته تمام کارهای دولت جنبه تبلیغاتی داشته و خرج بودجه و پخش آن باعث شده تا این انتخابات گران‌ترین انتخابات تاریخ ایران باشد.

وی ضمن ناعادلانه خواندن شرایط، خاطر نشان ساخت: تنها راهبرد تبدیل هر فرد به یک رسانه است. تا بتوانیم این خلاء و کمبود را از طریق ایجاد انگیزه در میان نخبگان جامعه و گروه‌های مرجع جبران کنیم، زیرا به رغم این نابرابری به دلیل عملکرد ضعیف دولت نهم فضای اجتماعی کاملا به نفع اصلاح‌طلبان است.

آرمین با ابراز تاسف از صرف منابع بیت المال برای تبلیغات انتخاباتی گفت: دولت بر خلاف موازین و اصول اخلاقی و انتخاباتی از جیب ملت در جهت کسب رای استفاده ‌می‌کند. در انتخابات سال 1376، دفترچه ای 40 برگ چاپ کرده بودیم که روی جلد آن عکس آقای خاتمی بود ولی شورای نگهبان آن را اقلام غیر قانونی در انتخابات تشخیص داد ، ولی الان بحمدالله منعی برای پخش گونی‌های سیب زمینی، پول، سفرهای تبلیغاتی به خرج دولت و وعده و وعیدهای گوناگون وجود ندارد.

وی افزود: به شعور مردم اطمینان داریم جامعه نسبت به این تحرکات، ارزیابی و تحلیل درستی دارد و می‌فهمد که چرا در دو، سه ماه منتهی به انتخابات تلاش‌های گسترده‌ای برای توزیع پول و امکانات صورت می‌گیرد.

وی درباره تاثیرات دوقطبی شدن انتخابات و احتمال اجماع اصلاح طلبان گفت: در شرایط موجود دوقطبی شدن فضای انتخابات می‌تواند بسیار موثر و به نفع اصلاح‌طلبان باشد. اصلاح طلبان برای اجماع تلاش می‌کنند و این احتمال منتفی نیست.

خبرنگاری با اشاره به فضاسازی رسانه‌ای جناح محافظه کار مبنی بر شایعه بازگشت خاتمی به عرصه انتخابات نظر آرمین را در این باره جویا شد. وی پاسخ داد: جریان محافظه‌کار با حضور موسوی دچار پارادوکس شده است. زیرا در قیاس بین احمدی‌نژاد و موسوی در زمینه تمامی مسائل ارزشی و انقلابی ، موسوی برتری کاملی دارد. بنابراین نمی‌توانند در این زمینه بدنه جناح خود را قانع کنند.

آرمین با اشاره به تناقض در مواضع گروه‌های حامی احمدی نژاد خاطرنشان کرد: آقایان، از احمدی ‌نژاد اعلام حمایت می‌کنند، ولی بعد می‌گویند صندوق ذخیره ارزی در نداشته یا ته اش سوراخ بوده؟ معلوم است که مجبور به حمایت از احمدی‌نژاد شده‌اند. این صحبت‌ها نشان‌ می‌دهد که آنها با تحلیل‌های بی‌معنا مبنی بر بازگشت مجدد خاتمی تنها می‌خواهند بدنه خود را برای حمایت از احمدی نژاد آماده کنند. مسئله این جریان فقط حفظ وضع موجود و عدم هرگونه تغییر و تحول است.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا سلام زاده  | 

 فاجعه دولت نهم : به نام عدالت تشدید نابرابری و شکاف طبقاتی

فاجعه‌ای که به نام عدالت در این چهار سال افتاد موجب تشدید نابرابری و شکاف طبقاتی شد به طوری که براساس آمارهای رسمی نسبت دهک اول به آخر درآمدی امروز به 21 رسیده است. اتفاقی که در هیچ دوره‌ای پس از انقلاب سابقه نداشته است.


به گزارش قلم نیوز،غلامحسین کرباسچی به ایلناگفت: مهمترین چالش رییس جمهور آینده کسری بودجه 44 هزار میلیاردتومانی است.

وی ادامه داد: براساس گزارش‌های رسمی، اقتصاد ایران در حال حاضر در وضعیت نابسامانی قرار دارد که شاخص‌ترین این نابسامانی در خروج از قانون برنامه و سند چشم‌انداز20 ساله است.
وی افزود: مهمترین چالش رئیس دولت آینده بودجه 88 است که براساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس 44 هزار میلیاردتومان کسری بودجه در آن به صورت آشکار وجود دارد درحالی که این رقم قابل جابجایی هم نیست.
او با بیان اینکه نرخ تورم 25 درصدی و نرخ بیکاری 12 درصد از دیگر مشکلات حاد اقتصاد ایران است، تصریح کرد: دولت نهم با انجام واردات وحشتناک محصولات کشاورزی با رقم 12 میلیارد دلار در سال 87 که واردات 6 میلیون تن گندم در این میان بی‌سابقه است، موجب رکود تولید داخل شده است. 2/1 روغن،3/1 شکر ،1/1 برنج و5/4 میلیون تن علوفه، حاصل اقداماتی دولت نهم در چهار سال گذشته است.
او با اشاره به اینکه بسیاری از تولیدات کشاورزی درپایان دولت هشتم به شرایط مطلوبی رسیده بود، عنوان کرد: فاجعه بزرگتر این است که اقدامات دولت در اقتصاد به نام عدالت صورت گرفته، به عنوان مثال از میزان 30 هزارمیلیارد تومان مطالبات معوق بانکها تنها 3 هزار میلیارد تومان آن دارای وثیقه است.
او تاکید کرد: فاجعه‌ای که به نام عدالت در این چهار سال افتاد موجب تشدید نابرابری و شکاف طبقاتی شد به طوری که براساس آمارهای رسمی نسبت دهک اول به آخر درآمدی امروز به 21 رسیده است؛ اتفاقی که در هیچ دوره‌ای پس از انقلاب سابقه نداشته است.
کرباسچی شرایط اقتصادی امروز کشور را معلول قانون‌گریزی دولت نهم دانست و یادآور شد: در گزارش‌های تفریغ بودجه سالهای 85 و 86 فساد مالی و اداری گسترده به تصویر کشیده شده که حاصل تصمیمات غیرکارشناسی و هزینه‌زای دولت است که طبعاً برگرداندن کشور از راه‌های طی شده کار ساده‌ای نیست.
وی ادامه داد: کارنامه دولت نهم در سیاست خارجی هم با تحریکات احساسی و شعارهای بی‌پشتوانه در منطقه و حتی کشورهای عربی و اسلامی کشور را دچار مشکل و گرفتاری کرده است. صدور چند قطعنامه بی‌سابقه درباره ایران درحالی که در طول 8 سال جنگ چنین قعطنامه‌هایی علیه ما صادر نشده، از نشانه‌های سیاست‌های دولت در عرصه سیاست خارجی است.
شهردار اسبق تهران با تاکید براینکه کشور باید به سیاست‌های برنامه‌های توسعه‌ای و سند چشم‌انداز بازگردد، خاطرنشان کرد: اتفاقاً چالش اصلی مردم برای اینکه درست انتخاب کنند همین نکته است. شعار بازگشت به برنامه در کشور، شعار احساسی و بدون پشتوانه نیست. این شعار نشان‌دهنده این است که باید به کار کارشناسی و شوراهایی که کار کارشناسی را تایید می‌کنند و بر نظام برنامه‌ریزی تاکید دارد، بازگردد.
وی ادامه داد: ما کمبود برنامه در کشور نداریم و آنچه مشکل ایجاد کرده برنامه‌ها نیست بلکه عدول از برنامه‌هاست.
وی رفع بحران‌های فوری سیاسی، اجتماعی و مطالبات کسانی که در انتخابات شرکت می‌کنند را در اولویت کاری رئیس جمهور آینده عنوان کرد و گفت: برخی از کارشناسان معتقدند، وضعیت اقتصادی به اندازه‌ای بحرانی است که نمی‌توان در میانه دو دوره ریاست جمهوری وارد شد و بهتر است این تبعات و آثار این بحران به عهده جناح راست گذاشته شود و آقای احمدی‌نژاد که بسیاری از این بحران‌ها از تصمیمات ایشان نشأت گرفته، مسؤولیت این وضعیت را بپذیرد.
کرباسچی تصریح کرد: گروهی نیز معتقدند که نباید نظام و کشور را در چنین ورطه‌ای رها کرد و انتفام‌گیری و عکس‌العمل سیاسی را ملاک قرار داد.
او با اشاره به این سخن رییس جمهور که گفته بود قیمت نفت 150 دلاری ارزان است و پیش‌بینی می‌کنم این رقم به 200 دلار برسد، گفت: دیدیم که به فاصله 2 ماه این قیمت به زیر 38 دلار رسید؛ این جملات آقای احمدی نژاد برای مردم ناشناخته نیست، اگر بخواهد حرف‌های شخصی ایشان درباره مسایل مختلف از اقتصاد گرفته تا مسایل ساده اجتماعی ادامه یابد، وضعیت فعلی را برای کشور سخت‌تر می‌کند.
کرباسچی اظهار داشت: بنابراین نمی‌توان گفت چون رقیب سیاسی ما بد عمل کرده خودش پاسخگو باشد هرچند شاید عقل سیاسی خالص و ناب بگوید که بهتر است که رییس جمهور و تیمش پاسخگو باشند.
کرباسچی گفت: یکی از تصمیمات اشتباه دولت نهم دامن زدن به انتظارات مردم است درحالی که بسیاری از مطالبات فعلی از توقعات مردم نبوده، عرق ملی مردم ما در 30 سال گذشته بسیار بیشتر ازبسیاری از مسئولان فعلی است. مردم شرایط کشور را خوب می‌دانند. وقتی در کشوری که مردم تورم 12 درصد را تحمل می‌کنند؛ یک باره به 25 درصد می‌رسانید آیا این بدان معنا نیست که از سفره مردم کم می‌کنید؟
وی ادامه داد: متأسفانه در طول چهارسال گذشته سهم مردم از سفره قبلی‌شان 80 درصد کمتر شده است. دلیل نمی‌شود که پرخرجی دولت، امروز به مردم تحمیل شود و آنها را به صرفه‌جویی و کم مصرف کردن توصیه کنند. البته صرفه‌جویی استراتژی درستی است اما اگر دولت بخواهد شرایط ویژه‌ای را به مردم تحمیل کند، بی‌عدالتی است.
دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی با اشاره اینکه به جای توقع‌سازی‌های تبلیغاتی باید به فکر مصالح کشور و مردم بود، عنوان کرد: دولت فرصت تمام چهار سال گذشته را صرف امور تبلیغاتی برای جلب افکار عمومی کرده است به‌طوری که بخشی از وعده‌ها و توزیع امکانات غیر معمول که عمدتاً هم به کار مردم نمی‌آید از طریق سروصداهای تبلیغتی دایمی یا از طریق عزل و نصب‌ها، بیانیه‌ها و نطق‌های خارجی، صرف انتخابات دوره بعد کرده است تا رییس جمهور را در افکار عمومی به عنوان یک موضوع زنده و از لحاظ تلبیغاتی با زمینه ذهنی برای توجه به رییس جمهور قرار دهد.
او تاکید کرد: به هیچ وجه معتقد نیستم که رییس جمهور آینده باید به مردم بگوید صرفه‌جویی کنید یا توقعات خود را کم کنید اگر با مردم با صداقت حرف بزنیم و هزینه‌های گزاف تحمیل شده بر بودجه دولتی را کم کنیم، که بخش عمده‌ای از بار کسری بودجه نیز از همین موضوع نشآت می‌گیرد، نیازی به صرفه‌جویی نیست.
کرباسچی یادآور شد: از گروهی از ایرانی‌های خارج از کشور که شغل معمولی دارند، حتی برخی در خارج از کشور راننده هستند، برای سمینار بی‌فایده و پوچ تحت عنوان گردهمایی ایرانیان خارج از کشور دعوت می‌کنند که با هزینه دولت به ایران بیایند، در حالی که از بسیاری از متخصصان و دانشمندان ایرانی برای شرکت در یک سمینارداخلی هزینه می‌گیرند. این سمینار بنا به قولی بین 8 تا10 میلیارد تومان هزینه داشته است و متاسفانه هیچ کجا هم گفته نمی‌شود، آنهم درست در سال اصلاح الگوی مصرف.
پدیده کارمندسازی
او درادامه به افزایش تعداد کارمندادن دولت در چهار سال گذشته اشاره کرد و خاطرنشان کرد: این استخدام‌ها به هیچ‌وجه موجب کارایی دولت نشد، متاسفانه به جای اشتغال مفید و دایم تنها تعداد پرسنل افزایش یافت و در مقابل حتی خدمات دولتی به هیچ وجه افزایش نیافت. این درحال است که در دنیایی که با گردش اطلاعات و کامپیوتر و تکنولوژی باید روز به روز دولت الکترونیک پایدارتر شود و همه باید در جهت کار مفید حرکت کنند می‌بینید که در این سه سال چه میزان بر تعداد پرسنل دولت اضافه شد.
کرباسچی پدیده کارمندسازی را از ابتکارات دولت نهم خواند و تصریح کرد: حداکثر خاصیت این استخدام‌ها این است که عده‌ای تحت سلطه اداری باشند و بتوانند از این استان به آن استان مانور تبلیغاتی بدهند.
او با اشاره به لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها یادآور شد: لزومی ندارد که فشار جدیدی به مردم وارد شود اگر دولت کسری بودجه خود را اصلاح کند نیازی به قطع یارانه‌ها آنهم به صورت یکباره نیست.
کرباسچی با بیان اینکه دولت نهم تنها20 درصد از سند چشم‌انداز را به اجرا گذاشت، خاطرنشان کرد: این قانون‌گریزی موجب شده که امروز بیش از 50 پله سلامت اقتصاد ایران سقوط کند و رتبه ایران از 41 به رتبه 97 در قانون‌گریزی ارتقا یابد.
دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی در پاسخ به این سؤال که آیا نداشتن دیدگاه‌های اقتصادی برای رییس‌جمهور آینده می‌تواند، یک چالش مهم ارزیابی شود، گفت: مردم در این چهار سال دیدند که بسیاری از شعارهای داده شده توخالی بود، درحالی که اگر علیه برنامه‌ریزی اقدامی نمی‌شد و یا تصمیمات اقتصادی را برمبنای کار علمی و کارشناسی پیش می‌بردند وضعیت امروز اینچنین نبود.
او با بیان اینکه امروز علم بشر برای همه چالش‌ها از جمله بحران مالی اخیر راه چاره می‌یابد، گفت: مانند بیماری و اپیدمی که با تجربه آن را ترمیم می‌کنید، اقتصاد جهانی می‌تواند پیکره خود را ترمیم کند اما مهم این است که در این راه با برنامه و مطابق با اصول علم اقتصاد پیش رفت و نه مانند دستورات رییس‌جمهور که مثلاً نرخ بهره باید به زیر 10 درصد برسد. اولویت اقتصاد را باید اندیشمندان و متخصصان اقتصاد بگویند نه تصمیمات شخصی.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا سلام زاده  | 

خورشیدی: ما برای تغییر مدیریت اجرایی آمده ایم

ما برای ایجاد تغییر در مدیریت اجرایی کشور گرد هم آمده ایم و معتقدیم سیاست های اجرایی کشور را با تغییر رئیس جمهور به نحوی تغییر بدهیم که منطبق با آرمانهای امام راحل (ره) خواست شهدای انقلاب باشد.

به گزارش خبرنگار قلم در ماکو، عباس خورشیدی رئیس ستاد تبلیغاتی میر حسین موسوی در جمع تعدادی از مردم شهرستان ماکو که برای افتتاح دفتر ارتباطات مردمی میرحسین موسوی گرد آمده بودند با بیان این مطلب افزود: ما می خواهیم دولت نهم را تغییر دهیم چرا که دولت فکر می کند قبل از آنها کاری در این کشور صورت نگرفته و تمام زحمات دولت های قبلی را زیر سوال برده است و با شعار مهرورزی هزاران مدیر برجسته و باتجربه را خانه نشین کرده است.

وی افزود: دولت نهم شعار عدالت سر داده است اما عدالت را به گونه ای تعریف نموده که مردم با توزیع پول به عدالت برساند.

خورشیدی تصریح کرد: این دولت باید تغییر کند چرا که دولت افراط و تفریط است، یک روز از هولوکاست و نابودی اسرائیل صحبت می کند و روز دیگر از دوستی با مردم اسرائیل سخن می راند. مردم ما مخالف اسرائیل و صهیونیست هستند اما باید به گونه ای رفتار کرد که بیشترین نفع را مردم ببرند.

رئیس ستاد تبلیغاتی میرحسین موسوی با اشاره به نگاه دستوری دولت به اقتصاد گفت: نگاه دولت نهم به اقتصاد، غیرکارشناسی و دستوری است. نظام پولی و بانکی کشور تنها با تعویض مدیر و دستور تغییر پیدا نمی کند باید برای کارها برنامه داشت.

معاون سیاسی امنیتی سابق استانداری آذربایجان غربی تاکید کرد: ما این دولت را می خواهیم تغییر بدهیم چرا که قدر گذشته را ندانست. این دولت عملکرد دولت های قبلی را به نفع خود مصادره می کند. پروژه هایی که از دولت های گذشته شروع شده و در دولت های قبلی برنامه ریزی و مطالعه شده است را به نفع خاص خودش تعبیر و تفسیر و مصادره می کند.

خورشیدی اظهار داشت: منطقه آزاد ماکو در زمان دولت اصلاحات خاتمی مورد تایید قرار گرفته و سند ما سخنان نماینده محترم فعلی ماکو هست که گفتند: باید مجسمه آقای خاتمی را در ورودی ماکو نصب کنیم چرا که دولت خاتمی این آرزوی دیرین مردم را تحقق بخشید.

وی به سیاست خارجی دولت نهم نیز اشاره داشت: ما می خواهیم تغییر ایجاد کنیم چرا که سیاست خارجی کشور را مبتنی بر اصل عزت، حکمت و مصلحت نمی دانیم. کدام یک از اصول رعایت شده است؟ کشورهای منطقه را رها کرده ایم و دنبال کشورهای آمریکای لاتین و آفریفا هستیم آیا این مصلحت و عزت است.

خورشیدی افزود: اهانت به رئیس جمهور در کشور خارجی عزت است؟ چرا باید طوری رفتار کنیم که مورد اهانت قرار بگیریم. هر چند به آقای احمدی نژاد رای نداده ام اما رئیس جمهور ماست و اهانت به او اهانت به ملت است. کشورهای مجمع الجزایری و امثال آنها چه کمکی به قدرت بین المللی ما می کنند؟ ما در دولت خاتمی شاهد بودیم که سیاست خارجی ما طوری تعریف شد که باعث ایجاد تفرقه و تشدد آرا بین کشورهای مخالف ایران گردید اما اکنون انسجام محکمی بین کشورهای دشمن ملت ایران بوجود آمده است.

قبل از سخنان خورشیدی، دکتر سلیم اموئی میلان نماینده اکراد منطقه، اکبر رفاهی رئیس ستاد نسیم شهرستان ماکو و دکتر فیروز شیرپور رئیس ستاد تبلیغاتی میرحسین موسوی در شهرستان ماکو در سخنان کوتاهی ضمن دعوت مردم به شرکت در انتخابات، گزارشی از وضیعت شهرستان را ارائه کردند.

بعد از این مراسم دفتر ارتباطات مردمی میرحسین موسوی در شهرستان ماکو با شرکت مردم این شهر افتتاح گردید.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا سلام زاده  | 

کارگزاران پشت سر موسوی

جمعی از اعضای شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی، عصر دوشنبه با مهندس میرحسین موسوی دیدار و اعلام کردند که ستاد جبهه اصلاحات طی روزهای آینده تشکیل می شود.

به گزارش خبرنگار قلم‌نیوز، در این جلسه، اسحاق جهانگیری، وزیر پیشین صنابع و عضو ارشد حزب کارگزاران بر حمایت این حزب از میرحسین موسوی تاکید کرد و یادآور شد که هیچ‌کدام از اعضای این حزب سهم‌خواهی و چشمداشتی ندارند.

وی تاکید کرد که صرفا بر اساس وظیفه و تکلیفی که احساس می‌کنند، قصد کمک به مهندس موسوی را دارند.

هدایت آقایی، دیگر عضو این حزب خبر داد که طی روزهای آینده کمیته ای برای هماهنگی احزاب اصلاح طلب در قالب ستاد جبهه اصلاحات تشکیل خواهد شد.

وی با بیان اینکه طرح تشکیل ستاد جبهه اصلاحات روز یکشنبه در جلسه شورای هماهنگی جبهه اصلاحات مطرح شد و به اتفاق آرا رای آورد بیان کرد: کمیته انتخابات شورای هماهنگی جبهه اصلاحات مامور تشکیل این ستاد شد.

آقایی با اشاره به نحوه‌ی تشکیل این ستاد اظهار کرد: بنا د اریم بدین ترتیب احزاب اصلاح‌طلب را به طور مستقل و به شکل مکمل با ستاد مهندس موسوی فعال کنیم تا ظرفیت‌های معطل مانده را در قالب ستاد جبهه‌ی اصلاحات فعال نماییم.

عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی با بیان این‌که طی یکی دو روز آینده این ستاد رسما کار خود را شروع می کند، افزود: با راه اندازی این ستاد، نیروهای معطل مانده در جبهه اصلاحات به عنوان مکمل و پشتیبان فعال خواهند شد. یکی از وظایف اصلی این ستاد، فعالیت بیشتر در بخش‌هایی نظیر جوانان، دانشجویان، زنان و فضاهای مجازی است که تا کنون کمتر بر روی آنها کار شده است.

آقایی هم‌چنین از تشکیل کمیته انتخابات حزب کارگزاران سازندگی خبر داد و بیان کرد: بنا داریم در این کمیته حرکت های درون حزبی و برون حزبی را ترتیب دهیم.

وی گفت که در بخش برون حزبی به عنوان یکی از اعضای جبهه اصلاحات، نقش خود را برای فعال کردن بیشتر این جبهه ایفا خواهند کرد.

آقایی ادامه داد: فضای فعلی انتخابات، مطلوب نیست. ظاهرا این اراده در مسوولان وجود ندارد که فضای انتخابات گرم شود.

وی برخورد صدا و سیما و نوع گفتمانی که در جامعه و در بخشی از مسوولان وجود دارد را بیانگر معنادار بودن این اقدامات در جهت دلسردی و خاموش ماندن فضا دانست.

آقایی با اشاره به زمان کم باقی مانده تا انتخابات، از اینکه فضای انتخابات، مطلوب نیست انتقاد و بیان کرد: بخشی از این مساله به تلاطم‌های انتخابات و تغییر کاندیداها برمی‌گردد اما خوشبختانه امکان بالقوه برای یک دگرگونی در جامعه وجود دارد و مردم آمادگی تغییر را دارند.

وی، آرا و نظرات منفی نسبت به میرحسین موسوی را تقریبا نزدیک به صفر دانست و به میرحسین گفت: این مساله در کاندیداهای دیگر وجود ندارد و این بزرگ‌ترین امکان بالقوه برای شماست. نظرسنجی‌ها نیز نشان می‌دهد که آرای شما شیب مناسبی گرفته و به سمت پیشی گرفتن است.

به گزارش خبرنگار قلم‌نیوز، آقایی در ادامه این جلسه با بیان اینکه کلیه امکانات حزب کارگزاران سازندگی در سراسر کشور برای کمک به ستادهای مهندس موسوی مامور شده‌اند، بیان کرد: علاوه بر حضور نیروهای حزب در ستادهای انتخاباتی مهندس موسوی،‌ این حزب با ستاد اصلاح‌طلبان حامی میرحسین موسوی نیز همکاری جدی و موثر دارد.

در ادامه این جلسه، علی هاشمی، رییس کمیته انتخابات حزب کارگزاران سازندگی با ارائه گزارشی از عملکرد این کمیته، تبلیغات میدانی برای تشویق مردم به مشارکت در انتخابات، سازماندهی گروه‌های مرجع حامی مهندس موسوی، نظرسنجی‌های مستمر و چاپ اوراق انتخاباتی را از جمله‌ برنامه‌های کمیته انتخاباتی حزب کارگزاران سازندگی عنوان کرد.

محمد عطریان‌فر نیز در این جلسه با قدردانی از حضور مهندس موسوی در عرصه انتخابات و به کار گرفتن سرمایه حضور خود برای کمک به انقلاب و جمهوری اسلامی، بر اهمیت نقش تبلیغات در افزایش آگاهی‌های عمومی در انتخابات پیشرو و تاثیرگذاری بر انتخاب مردم تاکید کرد.

همچنین فروزش با بیان اینکه برگرداندن عقلانیت به مدیریت کشور توسط مهندس موسوی امیدبخش است، بیان کرد که دولت آینده مهندس موسوی باید برای دنیای مردم کار کند، مردم خود آخرت خود را می‌سازند.

به گزارش قلم نیور، در ادامه این جلسه، محمد هاشمی، استفاده نابجا از خزانه دولت و بیت‌المال را برای کسب رای خلاف اصول خواند و گفت: تبلیغات القاگر صداوسیما خلاف عدالت تبلیغاتی است.

وی، واژگون جلوه دادن واقعیت‌های دردناک اجلاس ژنو برای انحراف افکار عمومی را مایه تاسف خواند.

هاشمی همچنین تاکید کرد: امروز حضور 40 میلیون نفر در انتخابات ریاست جمهوری می‌تواند منافع نظام را تامین کند.

در ادامه این دیدار، مهندس میرحسین موسوی نیز با ابراز خرسندی از برگزاری این جلسه، برخی خاطرات روزهای اول تشکیل حزب کارگزاران متشکل از مدیران باسابقه کشور را یادآوری و بر ضرورت توسعه تشکل‌های اجتماعی و سیاسی برای اقشار و اصناف مختلف تاکید کرد.

وی با بیان اینکه سوءاستفاده از نیازهای مردم برای جلب رای امری ناپسند است و باید با آن مقابله کرد، گفت: من تصور نمی‌کردم زمانی فرا برسد که برخی از سیاسیون ایران از نیازهای مردم اینگونه سوءاستفاده کنند.

وی در پایان با بیان اینکه تبلیغات باید کم هزینه و متناسب با سطح درآمدهای عمومی جامعه باشد، تاکید کرد: فضای متشنجی که دولت کنونی در عرصه دیپلماسی خارجی کشور ساخته تنها دغدغه نیروهای سیاسی نیست بلکه جزو دغدغه‌ها‌، اولویت‌ها و نگرانی‌های نسل جوان است./

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا سلام زاده  | 

احمدی نژاد مرا به موسوی علاقه مند کرد

-آقاي نبوي، شما ايراني ساکن خارج از کشور هستيد. بسياري از نويسنده ها و سياسي هايي که خارج از ايران زندگي مي کنند انتخابات رياست جمهوري را يا تحريم مي کنند يا راي نمي دهند و اگر هم راي بدهند، توضيحي در رابطه با آن نمي دهند. چرا شما از انتخابات دفاع مي کنيد؟

من به دليل برخي شرايط ناگواري که برايم پيش آمد، مجبورم چندي در بيرون از ايران زندگي کنم. اين تغيير مکان جغرافيايي به معني تغيير مختصات فکري و سياسي من نيست. مخاطب من در داخل ايران زندگي مي کند و براي من نظرات و افکار عمومي ايرانيان خارج از کشور ارزش تعيين کننده ندارد. من در حقيقت فقط به لحاظ فيزيکي در فرنگ زندگي مي کنم. از طرف ديگر يادتان باشد که من و کساني مثل من، ايرانياني هستيم که به دليل مشکلات نه چندان قانوني و به دليل برخي موارد در بيرون هستيم. ما در فرصت مناسب برمي گرديم. من نيامدم که بمانم، البته تجربه خوبي در اروپا پيدا کردم، ولي قصد ادامه زندگي در اينجا را ندارم. من مي خواهم برگردم و به زندگي و کار در ايران ادامه بدهم، به همين دليل مثل کسي که در ايران زندگي مي کند در مورد انتخابات فکر مي کنم.

-شما فکر مي کنيد اگر فضا عوض شود و اصلاح طلبان به قدرت برگردند به ايران بازمي گرديد؟

من حتي اگر اصلاح طلبان به قدرت باز نگردند هم به ايران برمي گردم. ظاهراً دادگاه براي تيرماه مرا احضار کرده است و من قصد ندارم قاضي عزيزم را معطل بگذارم. اما اگر اصلاح طلبان به قدرت برگردند با خوشحالي بيشتري باز خواهم گشت. من البته يکي از مهم ترين مسائل زندگي ام بازگشت به ايران و بازگشت اصلاح طلبي و ميانه روي به کشور و قوه مجريه است، اما اينها الزاماً يکي نيستند، يعني من در هر حال برمي گردم، حتي اگر اصلاح طلبان پيروز نشوند. در هر حال از اصلاح طلبان حمايت مي کنم.

-فکر مي کنيد اصلاح طلبان شانسي براي بازگشت دارند؟

من تقريباً ترديدي ندارم که اصلاح طلبان با قدرت بازخواهند گشت. اين بيش از اينکه به تلاش اصلاح طلبان مربوط باشد، به ناکارآمدي دولت نهم مربوط است. از نظر من دولت نهم و جناب آقاي احمدي نژاد شرايط کامل يک بازنده انتخاباتي را دارند. مطمئنم ايشان وارد هر ميدان مسابقه يي بشوند، خواهند باخت. مهم نيست مسابقه کشتي باشد يا مسابقه فوتبال عربستان. يعني بعيد مي دانم مردم، اصلاح طلبان، ميانه روها و اصولگرايان و حتي اعضاي هيات دولت نهم هم به آقاي احمدي نژاد راي بدهند. از طرف ديگر اصلاح طلبان هم شرايط خوبي دارند. آقاي موسوي مثل فارست گامپ گچ پايش باز شده است و دارد تندتند مي دود، و ديگر هر چه فرياد مي زني هم توقف نمي کند. از سوي ديگر آقاي کروبي هم با يک تيم قوي آمده. من واقعاً اگر مصلحت نمي دانستم که بايد به موسوي راي بدهم و جنبه هاي کاريزماتيک او را در پيروزي موثر نمي دانستم، ترديدي از حمايت از کروبي که در کنارش کرباسچي، عبدي، ابطحي و مهاجراني هستند، نمي کردم. از طرفي خاتمي نيز زيبا و درست بازي کرد. اينها نشانه درس گرفتن از شکست هاي قبلي است. از نظر من اصلاح طلبان برنده انتخابات هستند و در روزهاي آينده اين پيروزي را پررنگ تر احساس خواهيم کرد.

-اصلاح طلبان دو نگراني دارند؛ يکي به اجماع نرسيدن دو کانديداي انتخابات و تقسيم شدن راي ها و ديگري داغ نبودن تنور انتخابات در ميان مردم کوچه و بازار. راجع به سرد بودن فضاي انتخابات مي توان به يادداشت سيدمحمدعلي ابطحي نيز اشاره کرد.

به نظر من اصلاح طلبان وضع خوبي دارند؛ يک گروه آنها که به لحاظ جنس سياسي، اقتصادي و نوع پايگاه اجتماعي متفاوت هستند، پشت سر کروبي اند و اين خوب است. گروهي ديگر که فعلاً اکثريت دارند، يعني طبقه متوسط شهرنشين، و احزاب اصلاح طلب مثل مشارکت و مجمع و مجاهدين انقلاب پشت سر ميرحسين موسوي هستند. اين دو دارند کار مي کنند و رفتارشان با قبل فرق مي کند. مهم اين است که اين دو اولاً تلويحاً پذيرفته اند که با همديگر درگير نشوند و ثانياً اين دو راي همديگر را نمي برند و نمي خورند. پايگاه و نقطه هدف اين دو متفاوت است. طبيعي است که لزومي به اجماع اوليه نيست. در ماه فروردين، روز بيست و دوم اگر کروبي يا موسوي يکي شان کنار بکشد، انگار همه بازي را بدهند به طرف مقابل، الان به هيچ وجه کروبي يا موسوي نبايد کنار بروند. حتي آقاي خاتمي هم از نظر من اشتباه کرد که تا پايان فروردين نماند. نبايد يک هدف مشخص را جلوي توپخانه راست ها گذاشت. الان کروبي راي بسياري از سنتي ها، روستاها و مناطق خاصي از کشور را مي گيرد. آقاي موسوي هم راي بسياري از نيروهاي مذهبي اصولگرا را مي گيرد. معلوم است که يک جانبازي که دوستش خودش را به خاطر زندگي ناگواري آتش زده است، به ميرحسين راي مي دهد. براي خيلي ها فرق ميرحسين و جناب احمدي نژاد در اقتصاد و سياست خارجي فقط اين است که ميرحسين چپ است، ولي موفق بود، آقاي احمدي نژاد هم چپ است ولي ناموفق بود. ميرحسين در شرايط بد، کشور را نسبتاً خوب اداره کرد، آقاي احمدي نژاد با همه امکانات نتوانست کشور را اداره کند. از طرف ديگر من فکر مي کنم دماسنج آقاي ابطحي مثل ساعت آقاي کروبي احتمالاً کار نمي کند. شور و حالي که در ميان مردم است تقريباً بي سابقه است. منتها اين اصلاح طلبان هستند که چون از دور دست شان بر آتش است فکر مي کنند تنور سرد است. صداي جلز و ولزش از آقاي کلهر و خانم رجبي مي رسد، کجاي قضيه سرد است؟ داستان اين است که اصولگرايان نمي دانند چه کنند و در آن طرف هيچ شور و شوق و نشاطي وجود ندارد.

-آقاي نبوي، ظاهراً از سال 61 تا 64 که دوره نخست وزيري ميرحسين است، شما مسوول دفتر سياسي وزارت کشور بوديد. به ذهن اين گونه خطور مي شود که وجود شما در اين سمت باعث حمايت تان از ميرحسين شده است.

البته که درست نيست. من دلبستگي خاصي به گذشته شغلي خودم ندارم و حتي از آن دفاع هم نمي کنم. دوراني بود که همه ما به شکلي داريم سعي مي کنيم تغييرش بدهيم، اما معناي اين حرف مي تواند اين باشد که من مي دانم در آن روزها چه خبر بود و سيستم حکومتي چگونه اداره مي شد. من آقاي موسوي و شيوه کار ايشان را مي شناسم. اما اگر به گذشته برگردم دوستي من با محسن مخملباف که ايشان مورد حمايت مهندس موسوي بود و اينکه من از سال 1365 تا سال 1368 با سينمايي کار مي کردم که با واسطه يا بي واسطه تحت حمايت موسوي بود در اين تصميمات نقش دارد، البته مهم ترين دليل علاقه من به آقاي موسوي يا حتي کروبي يا حتي قاليباف، جناب آقاي احمدي نژاد است که من را به آقاي موسوي علاقه مند مي کند.

-به نظر شما آقاي موسوي که شما در 20 سال پيش مي شناختيد به موسوي امروز چه مقدار شبيه است؟

به همان اندازه که آقاي کروبي و آقاي خاتمي و آقاي معين يا آقاي عبدالله نوري يا آقاي منتظري يا محسن مخملباف يا آقاي ابراهيم نبوي شبيه گذشته هستند، يعني در واقع هيچ شباهتي به لحاظ بسياري از باورها ندارد، اما چرا، شباهت هايي وجود دارد، معمولاً گذشت زمان چيزهايي را حفظ مي کند و چيزهايي را تغيير مي دهد. من از موسوي به خاطر آنچه بود، حمايت نمي کنم. آخرين باري که من آقاي موسوي را در ايران ديدم، چهار ماه قبل از خروجم از ايران بود، يعني پنج سال و نيم قبل؛ همان زماني که آقاي هاشمي را ديدم و خيلي هاي ديگر را. خيلي از افراد مي گويند ميرحسين مدت ها نبود، و در جريان نيست، داستان دوستي است که هر گاه مسافرت مي رفت، به من مي گفت؛ «کجايي؟ مدتي است نمي بينمت،» در حالي که ما جايي نرفته بوديم، خودش رفته بود. ميرحسين در همين کشور زندگي مي کرد و ما نمي ديديمش، ولي او در جريان همه چيز بود، همان طور که وقتي آقاي خاتمي از کتابخانه ملي وارد دفتر رياست جمهوري شد، در جريان همه چيز بود.

-زمان نخست وزيري ميرحسين دوران بگير و ببند جوانان بود. دست هاي زيادي رنگ شد، موهاي زيادي کوتاه شد و... ميرحسين در آن زمان سکوت کرد و هيچ نگفت. حال ايشان مي گويند گشت ارشاد را جمع مي کنند. با توجه به اينکه شما مسوول دفتر سياسي وزارت کشور بوديد شايد اطلاع داشته باشيد که اين رفتار آقاي ميرحسين جزء تغييرات شان محسوب مي شود يا اعتقاد داريد در آن زمان هم با آن رفتارها مخالف بودند؟

تندروي عليه جوانان يا جامعه در دهه 60 حاصل انديشه ميرحسين موسوي نبود. اين تندروي به عنوان يک خصلت انقلابي در جامعه وجود داشت و اتفاقاً وجه غالب جامعه بود. اينکه اين انقلابيون چرا در آن روزها انقلابي بودند و رفتارهاي خشونت آميز مي کردند، البته نه جاي دفاع دارد و نه اگر هم جاي دفاع داشته باشد من حاضرم از آن دفاع کنم، اما طبيعي است که در يک جامعه انقلابي يکي بزند، يکي بکشد، يکي ترور کند، يکي اعدام کند، چيزي که طبيعي نيست اين است که جامعه انقلابي پس از ته نشين شدن و آرامش افرادش اصلاح بشوند و بگويند که قصد مبارزه با خشونت دارند و عذر بخواهند و خودشان را درست کنند و اصولاً جريان اصلاح همين است.

جريان انقلابيگري يک جريان عمومي در سال هاي دهه 60 بود، چه در ميان روشنفکران، چه مذهبي ها، چه مدافعان حکومت و چه مخالفان آن، چيزي که امروز وجود دارد اين است که آدمي مثل من قبول مي کند در گذشته اشتباهاتي بوده و مي خواهد خودش را اصلاح کند، و دوستاني مثل آقاي احمدي نژاد و خانم فاطمه رجبي تازه فيل شان ياد سال 1360 کرده است و مي خواهند به انقلابيگري برگردند. دولت موسوي که دولت خشونت عليه جامعه نبود. دولت موسوي دولتي بود که جامعه ايران را در شرايط جنگي اداره مي کرد. اين دولت با تمام قدرت در کار اداره کشور بود. جريان طرفدار خشونت در آن روزها جريان راستگرايي بود که در سيستم قضايي حضور داشت و کاري هم به دولت نداشت. پدران خشونت آن روزها همين دوستاني هستند که امروز دارند جريان راست را اداره مي کنند.

-به نظر شما فاطمه رجبي و کساني که امروز از موسوي انتقاد مي کنند امتداد همان جريان راست دهه 60 هستند؟

بگذاريد نکته يي را روشن کنيم. خانم رجبي در ميان دوستان شان تنها کسي است که به موسوي حمله کرده است، البته اين موضوع ربطي به موسوي ندارد، يادتان باشد که خانم رجبي به هر کسي که به رئيس همسرش انتقاد کند، حمله مي کند، فرقي نمي کند اين آدم خاتمي باشد يا هاشمي يا حتي برادر خودش. خانم رجبي به شخص محترمي مثل خاتمي اهانت هاي ناگواري کرد. ايشان جايي براي شرم باقي نگذاشت و زشت ترين الفاظ را براي محترم ترين افراد به کار برد. ايشان و دوستان شان حرمت هايي را شکستند که جامعه ايران به آن نياز دارد. ما به محترم بودن مرجعيت نياز داريم. جامعه ايران 400 سال افتخارش اين بود که اگر کسي به هر دليل مظلوم باشد و بخواهد ملجا و پناهي بيابد، مي تواند به خانه يکي از مراجع برود و کسي حق ندارد وارد آن خانه شود.

خانم رجبي و کساني مثل آقاي احمدي نژاد و دوستان شان حرمت مرجعيت و احترام بزرگان را از بين بردند. آنها سال ها است که مراجع، روحانيون، بزرگان، شيوخ و اقطاب را بي حرمت کردند. هيچ پادشاهي نتوانست تا اين حد بر اقطاب معنوي ايران بي حرمتي کند. اين دوستان با آقاي جوادي آملي و آقاي منتظري و با بسياري از بزرگان آن کردند که هيچ کس شهامت نداشت بکند، و اين را نه از سر دانايي که از سر قدرتخواهي کردند. خانم رجبي يک مقاله نوشته است که به قول خود ايشان سه وزارتخانه در زمان خاتمي ايشان را محروم کردند. چنان از آن سه مقاله و فشارهاي دوران خاتمي حرف مي زندکه استالين از محاصره روسيه توسط آلمان ها حرف نمي زد، ايشان و دوستان شان در دهه 60 هم براي مراجع حرمت نگذاشتند.

آقاي مهدي نصيري که با يک واسطه به آقاي احمدي نژاد مربوط مي شود، رک و راست به يکي از بزرگ ترين مجتهدين زمان مان گفت «رمال»، اين خانم ها و آقايان،آقاي منتظري و ساير بزرگان را مورد اهانت قرار دادند، نه به خاطر اينکه با خرافات مخالف بودند، فقط به خاطر قدرت. اگر آقاي احمدي نژاد نبود، آقاي الهام بايد ماه ها دنبال کار مي گشت تا به عنوان معلم حق التدريسي درس بدهد يا خانم رجبي بايد مثلاً تايپيست فلان موسسه قرض الحسنه مي شد. معلوم است که وقتي اين افراد موقعيتي پيدا مي کنند، روحاني که هيچ، خدا را هم حاضرند زير دست و پا له کنند. گروهي که آبادگران را تشکيل مي دهند و آنان که در لويزان از بچه هاي تحکيم انشعاب کردند و بعداً با جريان راست رفتند منشاء مهم ترين خشونت هاي کشورند. الان هم مي خواهند ايران را برگردانند به روزهايي که ما از آنها مي گريزيم، نه ما، که همه عقلاي قوم از آن مي گريزند. انقلاب ايران يک دوران گذار بود براي رسيدن به يک حکومت که اين حکومت بايد تبديل به کشوري نمونه و مناسب براي زندگي مردم شود، اصلاح مهم ترين کار براي اين کشور است.

-شما بارها و بارها نسبت به يادداشت هاي خانم رجبي واکنش نشان داديد. تصور شما اين است که خانم رجبي نماد يک جريان است يا نه؟

من يادداشت هاي زيادي درباره خانم رجبي نوشتم، و به همين دليل فکر کنم شايد از آقاي الهام بهتر ايشان را مي شناسم، به نظر من ايشان در جهان اسلام يک پديده است، يک زن که از مهم ترين مردان قدرتمند کشور انتقاد مي کند، البته کاش ايشان بعد از انتقادات شان از مخالفان دولت اين همه سفر حج نمي رفتند و بيشتر تهران مي ماندند، يا کتاب شان توسط دولت و با کمک مالي دولت چاپ نمي شد، چون حتي در غيراين صورت هم کتاب ايشان خريدار داشت. مشکل اين است که وقتي شما به عنوان يک فداکار يا ايثارگر شناخته مي شويد، مردم انتظار دارند حداقل يک رنجي هم بکشيد، نه اينکه فداکار و ايثارگر باشيد و دائماً هم مردم را کتک بزنيد. با همه اين احوال من وجود خانم رجبي را براي شرايط فعلي کشور بسيار مغتنم مي دانم، به خصوص اينکه ايشان اگر به عنوان مدافع آقاي احمدي نژاد در صحنه حضور داشته باشند، اين يک گام بزرگ براي پيروزي آقاي موسوي خواهد بود.

-شنيده مي شود فلاحيان، مسيح مهاجري، احمد توکلي و بسياري از کساني که تفکرات جناح راست را نمايندگي مي کنند حال به طور تلويحي از موسوي حمايت مي کنند. علت را در چه مي بينيد؟

علتش کاملاً طبيعي است، اگر جز اين باشد بايد در صداقت شان شک کرد. اصولاً احمدي نژاد دو نظريه مهم دارد؛ يکي نظريه تقدم عدالت براي حمايت از گروه هاي تهيدست، دوم تقدم استقلال کشور به عنوان يک شخصيت ضدامريکايي- يا با زبان کلانتري- ضداستکباري. اين دو ويژگي خصائلي هستند که اکثر راي دهندگان و نيروهاي سياسي به آنها توجه مي کنند، وگرنه کسي به خاطر اينکه ايشان دائم السفر هستند يا کاپشن مي پوشند که طرفدار ايشان نيست. حالا مشکل اصولگرايان حامي جناب آقاي احمدي نژاد اين است که اتفاقاً آقاي موسوي هم همين شعارها را مي دهد، با اين تفاوت که آقاي موسوي در هشت سالي که اين شعارها را مي داد، بدون داشتن امکانات و پول نفت و در شرايط جنگي نسبتاً موفق بود، اما آقاي احمدي نژاد با داشتن 300 ميليارد دلار پول و داشتن اختيارات هر سه قوه و کابينه يکدست ناموفق بود.

آقاي احمدي نژاد اگر يک دهم بودجه مصرفي را به آقاي موسوي مي داد ايشان مي توانست تمام وعده هاي رئيس جمهور را کنترات و آنها را عملي کند. اصولگرايان راستگو و کساني که به اصول انقلاب اعتقاد دارند، طبيعي است که بايد از ميان دو آدمي که دو وعده شبيه به هم مي دهند، آن يکي را انتخاب کنند که عرضه دارد، و طبيعي است که موسوي آدم باعرضه يي است. البته موسوي چيزهاي ديگري هم دارد؛ آدمي است که تيم دارد، خردمند است، اهل فرهنگ است، نگاهش به جهان نگاه محترمانه يي است، منزلت ايران را حفظ کرده و مي کند و از همه مهم تر اينکه آقاي موسوي تنها کسي است که مي تواند ما را از دست اين اشتباهات آقاي احمدي نژاد نجات دهد.

-منظور شما اين است که از نظر آنان احمدي نژاد و ميرحسين موسوي يک جور فکر مي کنند؟

نه، منظورم اين است که آقاي موسوي و احمدي نژاد در دو مورد نزديک به هم فکر مي کنند؛ يکي شان مي تواند فکرش را عملي کند، آن يکي نمي تواند، به همين دليل آنها طرفدارش هستند. البته گفتم موسوي به آزادي، فرهنگ و خيلي چيزهاي ديگر اعتقاد دارد که آقاي احمدي نژاد ندارد. البته اين هم به قول بنيامين «بمونه» که آقاي احمدي نژاد مي خواهد اداي دولت موسوي را دربياورد، ولي موسوي خودش است.

-گفته مي شود کروبي هويتش بيش از موسوي به اصلاحات نزديک است و موسوي را نماينده مطالبات اصلاح طلبان نمي دانند.

ببينيد، من تا دو ماه قبل برايم اهميتي نداشت که آقاي کروبي چه مي کند، نه تندي هايش برايم معقول و مقبول بود و نه حتي برخوردهاي تشکيلاتي و برنامه هاي موثرش در اين چهار سال را دنبال مي کردم. اصلاً ايشان در نقطه کور ذهن و چشم من بود، اما در دو ماه گذشته انتخاب آقاي کرباسچي، و جذب افرادي مثل مهاجراني، عباس عبدي و ابطحي به سوي ايشان به من نشان مي دهد ما با يک کروبي سروکار داريم که عاقل، اهل خرد و سياست و شجاع است و به فکر به دست گرفتن قدرت و اداره آن است. اينها نشانه هاي خوبي است، شايد اگر هر کسي جز ميرحسين موسوي بود، و اگر خاتمي آن بيانيه انصراف را نمي داد من با دل و جان براي آقاي کروبي کار و تلاش مي کردم ايشان موفق شود، در حال حاضر هم ايشان را مقتدر مي بينم، منتها از نظر من اين آقاي موسوي است که حاصل عمل تشکيلاتي اصلاح طلبان است، يعني عمل ائتلاف، انصراف، حمايت گروه ها، اجماع تشکل ها براي انتخاب او شکل گرفته، و اين براي من اهميت دارد.

من معتقدم بايد نظم سياسي داشته باشيم. اگر قرار است خاتمي به نفع موسوي انصراف بدهد، من به عنوان حامي خاتمي از موسوي حمايت خواهم کرد. البته ممکن است فکر کنيد اين يک تبعيت کورکورانه است، اما چنين نيست، اين نظم سياسي است؛ چيزي که سال ها نداشتيم. از طرف ديگر از نظر من آقاي موسوي براي پيروزي در مقابل آقاي احمدي نژاد شانس بيشتري دارد. موسوي شخصيتي کاريزماتيک است و حتي مي خواهم بگويم دور بودنش از قدرت خود يک عامل موثر است. يادتان باشد چه در مورد خاتمي، يا احمدي نژاد مردم افراد بيرون قدرت را به افراد درون قدرت ترجيح دادند. من شانس موسوي را بيشتر مي دانم.

البته بخشي از علاقه من هم به رويکردهاي هنري او برمي گردد. من شاهد اين بوده ام که شخص موسوي بارها از هنرمندان مغضوب و مظلوم دفاع کرد. البته من در چند نوشته ام گفته ام و تصريح کرد ه ام که ما براي پيروزي اصلاحات آمديم. من هرگز برخلاف دور قبل عليه نامزدهاي ديگر اصلاح طلب چيزي نخواهم نوشت و از موسوي حمايت مي کنم، اما اگر ببينم آقاي کروبي دو هفته قبل از انتخابات موفق شده است موجي بزرگ ايجاد يا کابينه يي عالي معرفي کند يا موسوي رفتاري ناشايست بکند طبيعي است که در روزهاي آخر هم به طرف کروبي خواهم رفت و هم از موسوي خواهم خواست براي کمک به اصلاحات به نفع کروبي کنار برود يا برعکس. اما در هر حال به هيچ کدام از اين دو بزرگوار توصيه نمي کنم که تا دو هفته قبل از انتخابات کنار بروند.

-در اين دوره نسبت به دوره قبل بحث تحريم انتخابات به صورت جدي مطرح نشده است، فکر مي کنيد چرا کساني که در دوره قبل تحريم کردند حال سکوت کرده اند؟

شما در هر جايي باشيد لازم است روزنامه يي در دست بگيريد، يا تلويزيون روشن کنيد، يا پاي اينترنت برويد، يا ميدان تره بار برويد و گوجه فرنگي و پياز بخريد، يا خانه اجاره کنيد يا هر کاري بکنيد، متوجه حضور جناب آقاي احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهور خواهيد شد و طبيعتاً همه مي دانند که حضور ايشان حاصل تحريم انتخابات توسط برخي از گروه هاي اجتماعي يا صنفي است، طبيعي است که مردم نخواهند چنين حوادثي ديگر تکرار شود. به نظر من تحريم انتخابات ديگر معني ندارد. تحريم کنندگان مي گفتند ما مي خواهيم تحريم کنيم تا حکومت مشروعيتش را از دست بدهد، و واقعاً هم دفعه قبل نيمي از مردم در انتخابات راي ندادند. چهار سال تحريم کنندگان وقت داشتند که مشروعيت نداشتن جمهوري اسلامي را اثبات کنند، الان هيچ کدام از آنها پيدايشان نيست.

گروهي هم مي گفتند ما راي نمي دهيم تا اوضاع آنقدر بد بشود، آنقدر بد بشود، آنقدر بد بشود... که خارجي ها حمله کنند و.... وقتي پاي حمله امريکا به ميان آمد، حتي بسياري از آن تحريم کنندگان هم حاضر نبودند در بدترين شرايط کوچک ترين لطمه يي به کشورمان بخورد. خودشان مي گفتند اگر جنگ بشود مي رويم ايران و جان مي دهيم، در حالي که قبل از آن مي توانستند فقط يک راي بدهند تا چنين مشکلاتي ايجاد نشود. البته عمده ترين جريان تحريم مربوط به کساني است که بيرون ايران زندگي مي کنند و قصد بازگشت به ايران ندارند، ولي به هر نحو نزد دوستان و فاميل و آشنا به عنوان فعال سياسي يا مفعول تشکيلاتي شناخته شده اند. خيلي از اين افراد تحريم مي کردند چون واقعاً برايشان فرقي نمي کرد هاشمي رئيس جمهور باشد يا احمدي نژاد.

طبيعي است، چون وقتي شما در نيويورک زندگي مي کنيد يا در پاريس و قصد بازگشت هم نداريد خيلي اوقات حتي به نفع تان است کسي سر کار بيايد که اوضاع بدتر بشود. وقتي کسي معتقد است کسي بيايد که مردم بيشتر اذيت بشوند، مي خواهد مشکل شخصي خودش را حل کند و برايش اهميتي ندارد که 70 ميليون نفر چه بدبختي بکشند. اين جريان تحريم هم به نظر من تا حد زيادي به خاطر رفتن بوش و جريان تند ضدايراني و آمدن آقاي اوباما کمرنگ شده است. به نظرم تحريم انتخابات ديگر دليل بين المللي يا اجتماعي و سياسي ندارد، و بيشتر يک بازي شخصي براي برخي نيروهاي سياسي است که دچار بيماري بي مسووليتي سياسي هستند.

-فکر مي کنيد يک موج قدرتمند اجتماعي ايجاد خواهد شد که بتواند انتخاباتي حماسي براي اصلاح طلبان برگزار شود، همانند دوم خرداد 76؟

تقريباً يقين دارم اين اتفاق خواهد افتاد و براي وقوع آن تلاش مي کنم. مي گويند يک رودخانه هرگز تکرار نمي شود، به نظر من دوم خرداد قبلاً رخ داد و تمام شد. يک خاطره زيبا است که دوستش داريم، نبايد منتظر تکرارش باشيم، اما به نظرم حضور مردم ايران براي نجات کشور از بحران بي کفايتي و بي لياقتي و خطر ملي چيزي است که رخ خواهد داد و همه بايد کمک کنيم تا به زيباترين شکل اين اتفاق بيفتد.


 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا سلام زاده  | 

حاج نادر: در این دولت به بزرگان و مراجع جفا شد

عضو فراکسیون اصولگرایان با تاکید بر اینکه در دولت نهم به « به بزرگان و مراجع جفا شد»، گفت:«فردی باید رئیس جمهور ایران شود که جایگاه و شان رهبری را حفظ کند و در آماری که به "آقا" می‌دهد صداقت و اصول درست را رعایت کند.»

نادر قاضی‌پور در گفتگو با پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، در مورد انتخابات ریاست جمهوری و احتمال اجماع اصولگرایان بر روی احمدی‌نژاد اظهار داشت:«هنوز نتیجه اجماع اصولگرایان در انتخابات بر روی احمدی‌نژاد قطعی نیست شاید افرادی مانند قالیباف در انتخابات وارد شوند.»

وی با بیان اینکه اگر قالیباف در کنار احمدی‌نژاد از جناح اصولگرا کاندیدا شود بهتر است، تصریح کرد:«آقای قالیباف از همه نیروها استفاده می‌کند، باید توجه داشت که مملکت را یک گروه نمی‌تواند اداره کند بلکه همه سلایق باید حضور داشته باشند»

نماینده ارومیه گفت:«یکی از ستون‌های انقلاب آقای هاشمی هستند که نمی‌توان ایشان را حذف کرد اما دولت نهم برخورد مناسبی با بزرگان نظام نداشته است.»

وی تصریح کرد:«در این دولت به بزرگان و مراجع جفا شد و آن بزرگواران ناراضی بودند.»

قاضی‌پور با اشاره به آماری که محمود احمدی‌نژاد در مورد عملکرد دولت در هفته دولت به مقام معظم رهبری ارائه کرد گفت:«این آمار مورد تائید نبود و کاندیداهایی باید بیایند که جایگاه و شان رهبری را حفظ کنند و در آماری که به "آقا" می‌دهند صداقت و اصول درست را رعایت کنند.»

این نماینده اصولگرا خاطر نشان کرد:«مملکت ما باید جهشی در توسعه اقتصادی داشته باشد اما با این اوضاع راه دشوار است.»

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا سلام زاده  | 

محمدعلی ابطحی: خیلی‌ها در دنیا به اوباما و سیاستهای جدید آمریکا دل بسته بودند که شاید در نتیجه آن اسرائیل مهار شود. اسرائیلی هم حسابی به تکاپو افتاده بودند. از همه اهرم‌ها ی سیاسی و اقتصادی استفاده می‌کردند که منزوی نشوند. مردم آمریکا و اروپا از اینکه قربانی مصالح اسرائیل در جهان هستند، ناراحت بودند. رهبران اروپا وآمریکا این را میدانستند. در جریان سخنرانی آقای احمدی‌نژاد به سوئیس ، عملاً قدرتمندان دنیا بهانه پیدا کردند یکبار دیگر پشت سر اسرائیل بایستند. اسرائیل بیشتر از همه به چنین فضایی نیاز داشت که در سخنرانی آقای احمدی‌نژاد به وجود آمد. حتما آن روز جشن و شادمانی بزرگی در سرسرای دولتی اسرائیل برپا بود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رضا سلام زاده  |